{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار هر چه بدی هست در این خاک بماند؛

بگذار هر چه بدی هست در این خاک بماند؛
من و تو رهگذر کوچه ی عشقیم؛
و همین بس که تو را دوست بدارم؛
نکند خسته شوی یا که ببازی!
من کنار تو نشستم
که تو بر عشق بنازی
کمکت خواهم کرد؛
که به شکرانه ی این عشق؛
تو یک کلبه بسازی
که در آن بوی خدا هست
و این حس
سر آغاز قشنگی ست
که آغاز شود بودن و بی عشق نماندن...
به من آهسته بگو:
هستی و هستم...
دیدگاه ها (۳)

نپرس حال مرا تا غزل به لب دارمخودت بفهم که حالم بد است و تب ...

من ردای عاشقی را در جوانی باختمدوختم اندازه بر دوش رقیب ان...

ناز کن خاتون زیبا نازتان را میخرم آن وجود دلبر ِ طنازتان را ...

امشب چه زیبا گشته ای الله اکبر مرحباای دلبر شیرین ادا، سب...

وقتی من دیگه نفس نکشیدم اون وقت میتونن تورو ازم جدا کنن ..( the last part )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط