{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دشمنان خونی

دشمنان خونی

part6

صبح روز بعد مدرسه

کوک:سولا میخوام باهات حرف بزنم

سولا:چیشده

کوک:خب بعد اون اتفاق من فک کردن و..و..متوجه شدم...بهت...علاقه دارم

سولا:بله؟

کوک:اوهوم

سولا:وای من...من...من نمیدونم چی بگم

کوک:در بارش فک کن بعد بگو الان نگو

سولا:خخیلی خب باشه

معلم :خب بچه ها امروز میخوام با اقا عنتر...چیز یعنی آقا عنگل اشناتون کنم

سولا:خخ آقا عنتر

سه بوم:انقد کثیفه دورش عنگل جمع شده

سولا:خخخخخ
دیدگاه ها (۰)

صاف یا فر ؟من فر

کیوت

اسم اههههننن‌گگگگگگ

😇💕

Part:114هانی : هعی چتهلارا : هیچی فقط خستم(ناراحت)سوبین : هع...

part.60.نشستم کنارش بلندش کردم گذاشتمش روی تخت +..دکتر یک دا...

Part:203ژانگ : ببین اینارو اینجا بزارسوبین : باشه ولی این هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط