{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولی امروز می دانم

ولی امروز می دانم

که من تا آخرین مقدار ممکن با تو می باشم

که من تا یک قدم بعد از خدا هم با تو می باشم

و تو تا آخرین مقدار ممکن با منی امروز

و تو تا یک قدم بعد از خدا هم با منی هر روز

و لبریز از تو بودم وقتی از خود باز پرسیدم

تو را من دوست می دارم
دیدگاه ها (۱)

سکوت خانه سنگین بودکدامین شعر من گویاترین شعر استبرای بی صدا...

نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویشاناری بر لبش گل کرده سنجا...

از خانه بیرون بیا تا زیبا شود این شهرتا درخت‌های دودگرفته‌ی ...

یه کافه میخام، یه لیوان قهوه و چشاتو...

از خدا پرسیدم؛تو‌که میدونستی میره چرا اوردیش تو زندگیمگفت:وا...

از خدا پرسیدم تو که میدونستی میره ، چرا آوردیش تو زندگیم؟گفت...

یک جمله زیبا برای مادرتون بنویسید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط