پیوند عشق
پیوند عشق}}{{
پارت۱☆
جونگکوک در به در دنبال لیلیوم میگشت و پیداش نمیکرد که یک روز رفت به جنگل پری ها جایی که شایعه ای شده بود یک پری تنها اونجا زندگی میکنه و خیلی غمگینه و فقط یک نفر میتونه اون رو خوشحال کنه و جونگکوک رفت به دنبال اون پری و جنگل*الان توی راه جنگله*(جونگکوک:_لیلیوم+)
_خب دیگه همینجاست بریم
_سلام!*اکو صدا* کسی اینجاست
+چخبره چرا داد میزنید
_تو همون پری هستی؟*ناباوری*
+اره خودمم*ترسیده*
_نترس منو میشناسی؟
+تو......نه
_چی؟ مطمئنی؟ من جونگکوکم
+جونگکوک!؟
_اره خودمم!
لیلیوم جونگ کوک را بغل کرد و گریه کرد و به جای اشک توی چشم های لیلیوم خون بود
_هیشش گریه نکن میدونی چقدر دنبالت بودم؟
+اره میدونم چون خودمم دنبالت بودم
_چرا بال هات خونین؟
+چیزی نیست خوب میشه
_مطمئنی؟
+اره همیشه اینطوری میشه
_باشه خيلي دلم برات تنگ شده بود چرا موهات رو کوتاه کردی؟
+چون یکی بهشون دست زد و مشکی شد منم کوتاهش کردم
_خوبه لیلیوم!
+بله؟
_خیلی دوستت دارم
+چی!؟
_از همون بچگی میخواستم اینو بهت بگم اما نمیشد و الان بالاخره گفتم
+منم دوستت دارم
پارت۱☆
جونگکوک در به در دنبال لیلیوم میگشت و پیداش نمیکرد که یک روز رفت به جنگل پری ها جایی که شایعه ای شده بود یک پری تنها اونجا زندگی میکنه و خیلی غمگینه و فقط یک نفر میتونه اون رو خوشحال کنه و جونگکوک رفت به دنبال اون پری و جنگل*الان توی راه جنگله*(جونگکوک:_لیلیوم+)
_خب دیگه همینجاست بریم
_سلام!*اکو صدا* کسی اینجاست
+چخبره چرا داد میزنید
_تو همون پری هستی؟*ناباوری*
+اره خودمم*ترسیده*
_نترس منو میشناسی؟
+تو......نه
_چی؟ مطمئنی؟ من جونگکوکم
+جونگکوک!؟
_اره خودمم!
لیلیوم جونگ کوک را بغل کرد و گریه کرد و به جای اشک توی چشم های لیلیوم خون بود
_هیشش گریه نکن میدونی چقدر دنبالت بودم؟
+اره میدونم چون خودمم دنبالت بودم
_چرا بال هات خونین؟
+چیزی نیست خوب میشه
_مطمئنی؟
+اره همیشه اینطوری میشه
_باشه خيلي دلم برات تنگ شده بود چرا موهات رو کوتاه کردی؟
+چون یکی بهشون دست زد و مشکی شد منم کوتاهش کردم
_خوبه لیلیوم!
+بله؟
_خیلی دوستت دارم
+چی!؟
_از همون بچگی میخواستم اینو بهت بگم اما نمیشد و الان بالاخره گفتم
+منم دوستت دارم
- ۶.۹k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط