پارت دوم شاد باشید
پارت دوم شاد باشید:
💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙
رنگ اخر:
ا.ت داشت خیلی آروم وسایلش را جمع میکرد که
سنجو گفت: بچه ها بیاید بریم پارک حوصلم سر رفته
آرام:ههههه باشه سنجو میگم ا.ت چان....تو میای؟
ا.ت: امممممم.... باشه مشکلی ندارم
سنجو دست ا.ت و آرام و گرفت و داد زد : بریممممممم
بچه های که دارد میرن: بابااااااا ساکتتتتت
سنجو: غلططط کردم🥹
آرام: خیله خب دیگه بریم
ا.ت: آره دیگه بریم
~توی پارک~
ا.ت و آرام داشتن راجب هنر حرف میزدن که یهو سنجو میاد با کلی بستی برای ا.ت بستی شکلاتی و برای آرام وانیلی و برای خودش نعنایی سنجو حرف میزد و ا.ت و آرام گوش میدادن که یهو گوشی سنجو زنگ میزنه
زنگ گوشی سنجو: あかさたなはまやらわ8
سنجو تلفن رو جواب می میده
سنجو: بلههههه....آها .....باشه ......ای تف تو روحت .....خیله خب
تلفن رو قطع میکنه
آرام: سنجو جان ؟ چیزی شده؟
سنجو: اون پلنگ صورتی (سانزو) دوباره اون دوتا بادمجون. و دعوت کرده
ا.ت: بادمجون؟ پلنگ صورتی ؟ دعوت؟
آرام: آها بزار بهت بگم ....اون داداشش رو پلنگ صورتی صدا میزنه 😂
ا.ت: خنده ی ریز
آرام ادامه میده: و از دونفر بدش میاد که بهشون میگه بادمجون که البته ایشون اعتراف نمیکنه که عاشق شده
سنجو عربده: نخیرررررررر(سرخ سرخ شده)
سنجو آهی میکشه و میگه: خب بچه ها من ی پیشنهاد دارم
ا.ت و آرام: بسم الله الرحمن الرحیم بفرما
سنجو: شما ها با من ....میآید خونه منننننننن
ا.ت: اوک
آرام: الحمدلله رب العالمین 🤣
سنجو رو به آرام: مگه چیه؟
آرام: من فکر نکنم برادرت با من کنار بیاد
سنجو آرام و بلند میکنه و میگه: گوه نخور
ا.ت: فحش ندید
سنجو : چشم
و سنجو ا.ت و آرام و به زور میبره خونه ی خودش
💚🧡💚🧡💚🧡💚🧡💚💚🧡💚🧡💚🧡💚💚🧡💚
تا پارت بعد منتظر باشید بدرود
💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙💙
رنگ اخر:
ا.ت داشت خیلی آروم وسایلش را جمع میکرد که
سنجو گفت: بچه ها بیاید بریم پارک حوصلم سر رفته
آرام:ههههه باشه سنجو میگم ا.ت چان....تو میای؟
ا.ت: امممممم.... باشه مشکلی ندارم
سنجو دست ا.ت و آرام و گرفت و داد زد : بریممممممم
بچه های که دارد میرن: بابااااااا ساکتتتتت
سنجو: غلططط کردم🥹
آرام: خیله خب دیگه بریم
ا.ت: آره دیگه بریم
~توی پارک~
ا.ت و آرام داشتن راجب هنر حرف میزدن که یهو سنجو میاد با کلی بستی برای ا.ت بستی شکلاتی و برای آرام وانیلی و برای خودش نعنایی سنجو حرف میزد و ا.ت و آرام گوش میدادن که یهو گوشی سنجو زنگ میزنه
زنگ گوشی سنجو: あかさたなはまやらわ8
سنجو تلفن رو جواب می میده
سنجو: بلههههه....آها .....باشه ......ای تف تو روحت .....خیله خب
تلفن رو قطع میکنه
آرام: سنجو جان ؟ چیزی شده؟
سنجو: اون پلنگ صورتی (سانزو) دوباره اون دوتا بادمجون. و دعوت کرده
ا.ت: بادمجون؟ پلنگ صورتی ؟ دعوت؟
آرام: آها بزار بهت بگم ....اون داداشش رو پلنگ صورتی صدا میزنه 😂
ا.ت: خنده ی ریز
آرام ادامه میده: و از دونفر بدش میاد که بهشون میگه بادمجون که البته ایشون اعتراف نمیکنه که عاشق شده
سنجو عربده: نخیرررررررر(سرخ سرخ شده)
سنجو آهی میکشه و میگه: خب بچه ها من ی پیشنهاد دارم
ا.ت و آرام: بسم الله الرحمن الرحیم بفرما
سنجو: شما ها با من ....میآید خونه منننننننن
ا.ت: اوک
آرام: الحمدلله رب العالمین 🤣
سنجو رو به آرام: مگه چیه؟
آرام: من فکر نکنم برادرت با من کنار بیاد
سنجو آرام و بلند میکنه و میگه: گوه نخور
ا.ت: فحش ندید
سنجو : چشم
و سنجو ا.ت و آرام و به زور میبره خونه ی خودش
💚🧡💚🧡💚🧡💚🧡💚💚🧡💚🧡💚🧡💚💚🧡💚
تا پارت بعد منتظر باشید بدرود
- ۴.۹k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط