{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقے آواره ام

عاشقے آواره ام
در غربت چشمان تو
گریہ پنهان کرده ام
از حرمت چشمان تو
بوے تو را گرفتہ تن لحظہ هاے من
صد باغ گل شکفتہ شده در هواے من
امشب تمام غربت خود را گریستم
شاید دل تو بسوزد براے من

من آن موج هستم کہ بے اختیارم
خودم را بہ آغوش تو مےسپارم
تو دریاے من باش
بہ حسرت گذشتہ همہ روزگارم
تو فرداے من باش
دیدگاه ها (۲)

عاشقی آواره ام در غربت چشمان تو گریه پنهان کرده ام از حرمت چ...

عاشقی آواره ام، در غربت چشمان توگریه پنهان کرده ام، از حرمت ...

عاشقی آواره امدر غربته چشمانه توگریه پنهان کرده اماز حرمته چ...

عطر تو را گرفته تنه لحظه های منصد باغه گل شکفته شده در هوایه...

عاشقی آواره امدر غربته چشمانه توگریه پنهان کرده اماز حرمته چ...

عاشقی آواره امدر غربته چشمانه توگریه پنهان کرده اماز حرمته چ...

عاشقی آواره امدر غربته چشمانه اوگریه پنهان کرده اماز حرمته چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط