{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی آواره ام، در غربت چشمان تو

عاشقی آواره ام، در غربت چشمان تو
گریه پنهان کرده ام، از حرمت چشمان تو

عطر تو را گرفته تنه، لحظه های من
صد باغ گل شکفته شده، در هوای من

امشب تمام غربته خود را گریستم، گریستم
شاید دل تو بسوزد برای من، برای من

من آن موج اشکم که بی اختیارم
خودم را به آغوش تو میسپارم

تو دریای من باش، به حسرت گذشته همه روزگارم
ز دیروز و امروز دلی خسته دارم، تو فردای من باش

یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است
چشمان تو آرام ترین، خواب جهان است

زیبایی چشمان نظر کرده آهو
رازیست که در عطر نگاه تو نهان است

من آن موج اشکم که بی اختیارم
خودم را به آغوش تو میسپارم

تو دریای من باش، به حسرت گذشته همه روزگارم
ز دیروز و امروز دلی خسته دارم، تو فردای من باش
دیدگاه ها (۲)

رقیه بنت الحسین

پارت دوم جنگ میان قلب و مغز

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

حدود یک ساعت گذشته بود. من در کنار تخت دخترمان نشسته بودم و ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

🦢 پارت سی‌ودوم | انتخابجنگکوک هنوز به عکس خیره بود.پدرش کنار...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۰: پناهی در میانِ طوفانسکوتِ میا...

چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:۶در همان لحظه رزی که قرار ب...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟕صبح روز بعدمانیا جلوی در عمارت منتظر جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط