عاشقی آواره ام در غربت چشمان تو
عاشقی آواره ام، در غربت چشمان تو
گریه پنهان کرده ام، از حرمت چشمان تو
عطر تو را گرفته تنه، لحظه های من
صد باغ گل شکفته شده، در هوای من
امشب تمام غربته خود را گریستم، گریستم
شاید دل تو بسوزد برای من، برای من
من آن موج اشکم که بی اختیارم
خودم را به آغوش تو میسپارم
تو دریای من باش، به حسرت گذشته همه روزگارم
ز دیروز و امروز دلی خسته دارم، تو فردای من باش
یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است
چشمان تو آرام ترین، خواب جهان است
زیبایی چشمان نظر کرده آهو
رازیست که در عطر نگاه تو نهان است
من آن موج اشکم که بی اختیارم
خودم را به آغوش تو میسپارم
تو دریای من باش، به حسرت گذشته همه روزگارم
ز دیروز و امروز دلی خسته دارم، تو فردای من باش
گریه پنهان کرده ام، از حرمت چشمان تو
عطر تو را گرفته تنه، لحظه های من
صد باغ گل شکفته شده، در هوای من
امشب تمام غربته خود را گریستم، گریستم
شاید دل تو بسوزد برای من، برای من
من آن موج اشکم که بی اختیارم
خودم را به آغوش تو میسپارم
تو دریای من باش، به حسرت گذشته همه روزگارم
ز دیروز و امروز دلی خسته دارم، تو فردای من باش
یک لحظه نگاه تو مرا راحت جان است
چشمان تو آرام ترین، خواب جهان است
زیبایی چشمان نظر کرده آهو
رازیست که در عطر نگاه تو نهان است
من آن موج اشکم که بی اختیارم
خودم را به آغوش تو میسپارم
تو دریای من باش، به حسرت گذشته همه روزگارم
ز دیروز و امروز دلی خسته دارم، تو فردای من باش
- ۴.۲k
- ۰۵ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط