#همیشگیم🫶🏻🩵🩷
#همیشگیم🫶🏻🩵🩷
#پارت.5
یازگی:نه
لیزگه:چراا
یازگی:خب اومدیم دیدی چیکار کرد دیگه
لیزگه:اوهوم باشه
یازگی:🙂🙂
(رفتن بیرون)
(اونور و رجب توکافه نشسته بودم که اونور گفت)
اونور:وای اون دختره که اومد چجوری تو رو زد😂😂
رجب:نخند😑💔
اونور:🥲
(لیزگه اومد پیش پسرا)
اونور:سلام لیزی
لیزگه:لیزی دردددد لیزگههه
اونور:😑
رجب؛خب چیشد
لیزگه:چی چیشد
رجب:یازگی
لیزگه:قبول نکرد با اون رفتاری که صبح کردی عمراً قبول کنه
اونور:قضیه چیه؟
رجب:از یازگی خوشم میاد
اونور:چی؟
رجب:چیزی شده؟
اونور:ن...نه(با بغض)
(مدرسه شون تموم شد رفتنخونه وشب شد)
(ییعت رفت تو اتاق یازگی)
یازگی:چیزی شده؟
ییعت:نه فقط یه چیزی
یازگی:جونم
ییعت:لیزگه🤭
یازگی:خب
یازگی:برام جورش کن🫠
یازگی:اوه اوه باشه البته اگه لج نکنه
ییعت:چرا لج کنه؟
یازگی:...
#پارت.5
یازگی:نه
لیزگه:چراا
یازگی:خب اومدیم دیدی چیکار کرد دیگه
لیزگه:اوهوم باشه
یازگی:🙂🙂
(رفتن بیرون)
(اونور و رجب توکافه نشسته بودم که اونور گفت)
اونور:وای اون دختره که اومد چجوری تو رو زد😂😂
رجب:نخند😑💔
اونور:🥲
(لیزگه اومد پیش پسرا)
اونور:سلام لیزی
لیزگه:لیزی دردددد لیزگههه
اونور:😑
رجب؛خب چیشد
لیزگه:چی چیشد
رجب:یازگی
لیزگه:قبول نکرد با اون رفتاری که صبح کردی عمراً قبول کنه
اونور:قضیه چیه؟
رجب:از یازگی خوشم میاد
اونور:چی؟
رجب:چیزی شده؟
اونور:ن...نه(با بغض)
(مدرسه شون تموم شد رفتنخونه وشب شد)
(ییعت رفت تو اتاق یازگی)
یازگی:چیزی شده؟
ییعت:نه فقط یه چیزی
یازگی:جونم
ییعت:لیزگه🤭
یازگی:خب
یازگی:برام جورش کن🫠
یازگی:اوه اوه باشه البته اگه لج نکنه
ییعت:چرا لج کنه؟
یازگی:...
- ۲.۶k
- ۲۴ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط