{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامان من کیه؟

مامان من کیه؟
پارت:18
*10 دقیقه بعد*
یوری:*جیــــــــــــغ*
*داشتم تو راهرو بیمارستان راه میرفتم،اخرین صدا..صدای جیغ یوری بود که لذت زیادی داشت(منحرف نشید)از بیمارستان زدم بیرون،همون طور که پیاده میرفتم سیگار میکشیدم*
ویو یوری
*دکتر ها رو خبر کردم،هوسوک رو بردن اتاق عمل،اخرین چیزی که اونجا بود یک چاقو بود،چاقو رو برداشتم،گذاشتم توی کیفم،از بیمارستان رفتم بیرون،تا خونه دوییدم،فقط دنبال جین بودم،اما یهو یکی دستمال گذاشت جلوی دهنم و بیهوشم کرد*
(5 ساعت بعد)
وقتی بهوش اومدم،یکی پیشم بود،پشتش بهم بود و داشت مشروب میخورد،روی ی تخت باهاش خوابیده بودم،به صورتش نگاه کردم،این..این همون مردی بود که..این همونی بود که زده بودم توی سرش..همونی بود که هوسوک نشون داد،خواستم فاصله بگیرم..اما..
٪:کجا میری؟
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

رمان:عشقجیهوپ:اقایون خانوماتهیونگ:اینجا فقط ی دختر هس..که او...

بچه ها سلامامیدوارم حالتون خوب باشهمن از ساعت 8 صبحه تو راه ...

برای کسایی که نمیدونن،تریان کسایی هستن که میگن ما انسان نیست...

سلام.. امیدوارم وقتتون گرفته نشه.. این پیج بعد از رمان «ماما...

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:75باورم نمیشد....امکان نداشت....

پارت شیش اون اون یوری نبود ولی انگار میخواست خودکشی کنه رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط