.
.
قسمت نشد آهو شَوم تا تو
دستی کِشی بر رویِ موهایم
هنگامِ نازِ تو بِمیرم من
زیرِ سرم پاهایِ آقایم
آقایِ آهوهایِ تنهایی
زاغم ولی بِشنو تو آوایم
فریادِ من از عمقِ دوزخ هم
تنها تویی آقا و مولایم
این خسته تن از اسب افتاده
سر در گریبانم وَ تنهایم
دستم نگیری روحِ من مُرده
دور از حرم مفلس وَ بی جایم
لطفت به من افزون تر از مادر
بابا تری حتی زِ بابایم
تو صاحبم هستی و من بنده
هر جا رَوی دنبالِ تو آیم
آقایِ رأفت مهربان مولا
با تو فقط فارق زِ دنیایم
بارِ دگر امضا بُکن آقا
ویزایِ دیدارت به رویایم...
قسمت نشد آهو شَوم تا تو
دستی کِشی بر رویِ موهایم
هنگامِ نازِ تو بِمیرم من
زیرِ سرم پاهایِ آقایم
آقایِ آهوهایِ تنهایی
زاغم ولی بِشنو تو آوایم
فریادِ من از عمقِ دوزخ هم
تنها تویی آقا و مولایم
این خسته تن از اسب افتاده
سر در گریبانم وَ تنهایم
دستم نگیری روحِ من مُرده
دور از حرم مفلس وَ بی جایم
لطفت به من افزون تر از مادر
بابا تری حتی زِ بابایم
تو صاحبم هستی و من بنده
هر جا رَوی دنبالِ تو آیم
آقایِ رأفت مهربان مولا
با تو فقط فارق زِ دنیایم
بارِ دگر امضا بُکن آقا
ویزایِ دیدارت به رویایم...
- ۳۰۵
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط