{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه خوش خیال بودم….

چه خوش خیال بودم….

که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکومم…….

به حبس ابد!!

به یکباره جا خوردم…..

وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….

……هی…

تو….

آزادی!….

و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد….
دیدگاه ها (۳)

یک تحویلداربانک میگفت ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﯾﻪ ﻗﺒﺾ ﺍﻭرد تا ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ کنه ...

دوباره عود میکند ،عفونتِ لذیذِ خاطراتِ تو . . . . !کرخت میشو...

گرچه لحظه ایم در میان سکوت مرگ میمیرند ،و دیگر بوی امیدی نمی...

خوش به حال باد...! گونه هایت را لمس می کند و هیچ کس از او...

ستاره دنباله دار پارت:۱۹

بازگشت بی نام

من عاشق نمیشم 🚫🍷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط