{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حواسمان باشد

حواسمان باشد
حواسمان به چروک های‌ِ دور چشم مادر و لرزش دست های‌ پدرباشد
حواسمان به ترشدن های‌ گاه و بیگاه چشم های‌ کم سو و دلتنگی شان باشد
حواسمان باشد که آنها خیلی زود پیر میشوند
حواسمان باشد خیلی زودتر از آن چه فکرش را می‌کنیم از کنارمان می‌روند
حواسمان باشد به دلگیری غروبهای تنهایی شان
حواسمان باشد که آن ها تمامِ عمر حواسشان به ما بوده
به آرام قد کشیدنمان بوده , به نیازها ونازهایمان بوده
آنها یک روز آن‌قدر پیر میشوند که حتی اسمهایمان را هم فراموش میکنند
حواسمان به گرانترین و بی همتاترین عشقهای زندگیمان
به ‘بابا’ به ‘مامان’ ها خیلی باشد
خیلی لطفا
دیدگاه ها (۸)

مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگ...

مگذار دل از غصه پریشان شود ای عشقکاشانه ام از هجر تو ویران ش...

بگو ڪه دوستم داری ... ببینی پر در آوردمبرای عشق تو جان را به...

دلم جنگل، دلم باران، دلم آفتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط