در تاریخ کتاب های درسی و اکثر منابع خشایار را فرزند بزرگ
در تاریخ کتاب های درسی و اکثر منابع خشایار را فرزند بزرگ وجانشین داریوش می دانند؛ ولی در خیلی از منابع و کتاب هایی که در مورد داستان زندگی داریوش گفته شد داریوش پسر بزرگتری هم داشته است. نام این پسر آرتوبازان است؛ آرتوبازان جوانی خودساخته مردمی ومحکم به معنای واقعی یک مرد و یا فراتر از آن بود. همانطور که میدانیم اکثر دانشجویان مدرسه نظامی فرزندان بزرگان وخاندان سلطنتی بوده اند آرتوبازان و خشایار نیز برای یادگیری فنون رزمی به آنجا رفتند. آرتو دو سه سال از خشایار بزرگتر بود؛ او بدون استفاده از امتیازات و امکانات شاهزاده بودن توانست جزو پنج افسر نمونه شود و به گارد شاهی رفت و خدمات ارزنده ای برای ایران انجام دهد. این در حالیست که خشایار با استفاده از تمامی امکانات و امتیازات به یک شاگرد معمولی در دانشکده تبدیل شد. همانطور که گفتیم آرتو یک جوان خودساخته و خیلی مردمی ومردم دوست بود ولی در مقابل خشایار فردی متکبر مغرور و با اخلاق زنانه ای بود زیرا در هنگام رشد وی داریوش مشغول کشورگشایی بود و خشایار بدست زنان دربار رشد یافت. طبق این مطالب آرتو از هر نظر از خشایار مناسب تر بود و اما دلیل ولیعهد شدن خشایار چه بود؟ تنها برتری خشایار نسبت به آرتوبازان مادرشان می باشد؛زیرا مادر خشایار آتوسا دختر کوروش بود و داریوش به اصرار آتوسا خشایار را به ولیعهدی انتخاب کرد .
داریوش در اواخر عمر خویش از انتخاب خشایار به عنوان ولیعهد پشیمان شد زیرا دریافت که نوه کوروش بزرگ بودن دلیلی بر برتر بودن نیست پس تصمیم گرفت آرتوبازان را به مقام ولیعهدی برساند؛ وی این موضوع را با فقط آتوسا در میان گذاشت. بعد از مدتی داریوش سخت بیمار شد و نتوانست جلسه ای بگذارد و ولیعهدی آرتو را به همه بگوید برای همین به برادرش گفت پیک هایی به ایالات مختلف بفرستد. وقتی آتوسا از این موضوع مطلع شد با دسیسه مانع رسیدن نامه ها شد. او و برادر داریوش در آخرین روز عمر داریوش به او دروغ گفتند چیزی که داریوش از آن متنفر بود. كتاب داريوش پسر ويشتاسب از صفحه ي ١٣١ تا ١٤١.اين موضوع به طور كامل بيان شده
داریوش در اواخر عمر خویش از انتخاب خشایار به عنوان ولیعهد پشیمان شد زیرا دریافت که نوه کوروش بزرگ بودن دلیلی بر برتر بودن نیست پس تصمیم گرفت آرتوبازان را به مقام ولیعهدی برساند؛ وی این موضوع را با فقط آتوسا در میان گذاشت. بعد از مدتی داریوش سخت بیمار شد و نتوانست جلسه ای بگذارد و ولیعهدی آرتو را به همه بگوید برای همین به برادرش گفت پیک هایی به ایالات مختلف بفرستد. وقتی آتوسا از این موضوع مطلع شد با دسیسه مانع رسیدن نامه ها شد. او و برادر داریوش در آخرین روز عمر داریوش به او دروغ گفتند چیزی که داریوش از آن متنفر بود. كتاب داريوش پسر ويشتاسب از صفحه ي ١٣١ تا ١٤١.اين موضوع به طور كامل بيان شده
- ۲.۰k
- ۱۳ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط