{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن از من

لحظه ها همیشه خواستن که تورو بگیرن از من

چه غریب و نا شناسه جاده به تو رسیدن

همیشه یه چیزی بوده شوقت رو از دلم ربوده

ولی یک تپش دل من از غمت جدا نبوده
بیا …. بیا …… بیا …..

یه روز چشاتو وا کنی میبینی من تموم شدم

میبینی جام چه خالیه یا رفته ام پی خودم

اگه یه روز و روزگار پیش خودت باز بشینی

تموم این روزا رو جلو چشات باز می بینی
بیا …… بیا …… بیا ……

چقدر ما فاصله داریم چرا اینو نفهمیدم

کاش این روزا میمردم یه جور اینو می فهمیدم

دیگه برام نمیمونی تو چشمات اینو می خونم

چقد دلم گرفته باز نمی دونم چی بخونم
دیدگاه ها (۴)

سال 1400 شمسیسوال تاریخ سوم دبیرستان:............خواستگاران ...

ﺍﺑﻮﺍﻟﻤﻌﺎﻟﯽ ﮐﯿﮑﺎﻭﻭﺱ ﺑﻦ ﺍﺳﮑﻨﺪﺭ ﺑﻦ ﻗﺎﺑﻮﺱ ﺑﻦ ﻭﺷﻤﮕﯿﺮ.....ﺍﮔﻪ ﺍﻻﻥ ...

بعضی حرفا روح آدم رو زنده میکنه… یه حرفایی از صد تا دوا درمو...

اینم شادمهر با خانوم بچه ها

forced marriage"single part. ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی...

وقتی بعد یه روز کاری سخت و خسته کننده برمیگردی خونه

انیمه | i want love you till your dying

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

سه روز از اون شب گذشته. سه روز که توی خونه مثل دو تا غریبه ز...

Scenario bts #سناریو "وقتی‌تو‌ماشین‌خوابت‌میبره" نامجون:مسیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط