ویو نویسنده
ویو نویسنده
جونگکوک تصمیم گرفت آت و به یه اتاق دیگه ببره اما با صدای در فهمید دیر کرده
-بیا تو. (سرد)
جیمین اومد داخل و دست کامیلا رو که پشت سرش بود کمی کشید چون دختر تو گوشی بود
=سلاممم چطوری کوک
میخواست پسر بزرگتر و بغل کنه که کوک عقب کشید
-بدنم درد میکنه..
جیمین خم شد و تو گوش پسر زمزمه کرد
=پ..پلاگم داری؟
-دو فاکینگ ماه باید تحملش کنم
=چ..چی.
جیمین اصلا حواسش به آت نبود و تازه متوجهش شده بود
=ات؟
°وای..باورم نمیشه این اته؟
=کامیلا (هشدار)
°وا خب اصلا به من چه چیزی نگفتم که.
=ات...چرا خونیی؟؟
جوابی نشنید رفت سمتش
°عشقم بیا اینور خونی میشی لباست روشنه
میخواست ات و بغل کنه که جونگکوک عصبی داد زد
-دستتو بکش عوضی به زن من دست نزن. کوری زنت همینجاست خجالت بکش (عصبی)
=م.. میخواستم درمانش کنم
+نمی..نمیخوام..خوبم(ضعیف)
جونگکوک بشکنی زد که دستای ات باز شد داشت میوفتاد رو زمین که جونگکوک زودتر خودشو بهش رسوند و بغلش کرد درد جونگکوک حتی از ات هم بیشتر بود اما اهمیتی نداد ات جون نداشت پسر و از خودش جدا کنه..حالش از بغل کردن جونگکوک و خود جونگکوک بهم میخورد پسر بزرگتر براید بغلش کرد و جسم خونی ات و رو تخت گذاشت طولی نکشید که نفسای ات منظم شد و به خواب رفت
°این بدبخت و چیکار کردی؟از مرده ها هم وضعش بدتره. اینجوری از زنت مواظبت میکنی؟
جیمین و بغل کرد و بوسه ای روی گونه پسر گذاشت
°جیمین شی مرسی همیشه باهام مهربونی حتی زمان پریودیم باهام مهربونی خیلی دوستت دارم
پسر اونو محکم بغل کرد واقعا کامیلا رو دوست داشت
=منم دوستت دارم..نه عاشقتم
پسر بزرگتر با بهت لب زد
-پریود؟
=نمیدونی چیه؟
-نشنیدم تاحالا اسمشو
°ات چند سالشه؟
- ۱۸(به انسانی گفتم)نمیفهمم چی میگی درست بگو پریود چه کوفتیه؟
°واقعا عقب مونده ای ارباب...
همه پری ها و خوناشام های ماده در ماه سه الا هفت روز پریود میشن البته از سن ۱۸ سالگی تو پری ها و از سن ۳۰ سالگی خوناشام ها تو این دوران هم درد دارن،هم بی اعصابن،هم به شدت ضعیف. پی ام اس هم قبل پریوده که اون موقع واقعا سگ اخلاق میشن باید شوهراشون بهشون برسن بزارن استراحت کنن و بهشون غذا و خوراکی و کادو بدن تا خوشحالشون کنن
-ا..ات پری.وده الان؟
°اره مشخصه..نگا خونیه
-این برا اشک چشماشه
°عقلم نداری که...پایین تنش خونیه
-خونشو میشه خورد؟
°احمق چندش اون خون نجسه الحق که چندش و خود خواهی
جونگکوک تصمیم گرفت آت و به یه اتاق دیگه ببره اما با صدای در فهمید دیر کرده
-بیا تو. (سرد)
جیمین اومد داخل و دست کامیلا رو که پشت سرش بود کمی کشید چون دختر تو گوشی بود
=سلاممم چطوری کوک
میخواست پسر بزرگتر و بغل کنه که کوک عقب کشید
-بدنم درد میکنه..
جیمین خم شد و تو گوش پسر زمزمه کرد
=پ..پلاگم داری؟
-دو فاکینگ ماه باید تحملش کنم
=چ..چی.
جیمین اصلا حواسش به آت نبود و تازه متوجهش شده بود
=ات؟
°وای..باورم نمیشه این اته؟
=کامیلا (هشدار)
°وا خب اصلا به من چه چیزی نگفتم که.
=ات...چرا خونیی؟؟
جوابی نشنید رفت سمتش
°عشقم بیا اینور خونی میشی لباست روشنه
میخواست ات و بغل کنه که جونگکوک عصبی داد زد
-دستتو بکش عوضی به زن من دست نزن. کوری زنت همینجاست خجالت بکش (عصبی)
=م.. میخواستم درمانش کنم
+نمی..نمیخوام..خوبم(ضعیف)
جونگکوک بشکنی زد که دستای ات باز شد داشت میوفتاد رو زمین که جونگکوک زودتر خودشو بهش رسوند و بغلش کرد درد جونگکوک حتی از ات هم بیشتر بود اما اهمیتی نداد ات جون نداشت پسر و از خودش جدا کنه..حالش از بغل کردن جونگکوک و خود جونگکوک بهم میخورد پسر بزرگتر براید بغلش کرد و جسم خونی ات و رو تخت گذاشت طولی نکشید که نفسای ات منظم شد و به خواب رفت
°این بدبخت و چیکار کردی؟از مرده ها هم وضعش بدتره. اینجوری از زنت مواظبت میکنی؟
جیمین و بغل کرد و بوسه ای روی گونه پسر گذاشت
°جیمین شی مرسی همیشه باهام مهربونی حتی زمان پریودیم باهام مهربونی خیلی دوستت دارم
پسر اونو محکم بغل کرد واقعا کامیلا رو دوست داشت
=منم دوستت دارم..نه عاشقتم
پسر بزرگتر با بهت لب زد
-پریود؟
=نمیدونی چیه؟
-نشنیدم تاحالا اسمشو
°ات چند سالشه؟
- ۱۸(به انسانی گفتم)نمیفهمم چی میگی درست بگو پریود چه کوفتیه؟
°واقعا عقب مونده ای ارباب...
همه پری ها و خوناشام های ماده در ماه سه الا هفت روز پریود میشن البته از سن ۱۸ سالگی تو پری ها و از سن ۳۰ سالگی خوناشام ها تو این دوران هم درد دارن،هم بی اعصابن،هم به شدت ضعیف. پی ام اس هم قبل پریوده که اون موقع واقعا سگ اخلاق میشن باید شوهراشون بهشون برسن بزارن استراحت کنن و بهشون غذا و خوراکی و کادو بدن تا خوشحالشون کنن
-ا..ات پری.وده الان؟
°اره مشخصه..نگا خونیه
-این برا اشک چشماشه
°عقلم نداری که...پایین تنش خونیه
-خونشو میشه خورد؟
°احمق چندش اون خون نجسه الحق که چندش و خود خواهی
- ۲.۷k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط