هنر هیچوقت از خوشحالی نمیآید از جایی میآید که درد راه
هنر هیچوقت از خوشحالی نمیآید، از جایی میآید که درد راه نفس را میبندد، از لحظههایی که حرفها در گلو گیر میکنند و راهی جز تبدیل شدن به رنگ، صدا، خط یا واژه ندارند. هنر از زخمهایی زاده میشود که اگر گفته نشوند، آدم را میخورند؛ از شبهایی که سکوت بلندتر از هر فریادیست و دل برای دوام آوردن چیزی میسازد که اسمش را هنر میگذاریم.
هنر پناه است، اعتراف است، گاهی آخرین راه زنده ماندن. از دل رنج میآید، اما خودش مرهم میشود؛ نه چون درد را پاک میکند، بلکه چون اجازه میدهد آن را نفس بکشیم و زیر وزنش نشکنیم.
هنر پناه است، اعتراف است، گاهی آخرین راه زنده ماندن. از دل رنج میآید، اما خودش مرهم میشود؛ نه چون درد را پاک میکند، بلکه چون اجازه میدهد آن را نفس بکشیم و زیر وزنش نشکنیم.
- ۱.۰k
- ۱۳ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط