{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه فلش بک

ادامه فلش بک

دینگ یوشی به لیژان نزدیک شده بود چون هدفه اصلیش این بودکه از دفاعیه مالی شان خبر بشه چون میخاست مالی شان نابود کنه

تمام این مدت نامه هاشونو توسته لی هن به دست همدیگه میرسوندن
.....حال زمانی که به قمارخونه حمله کردن

دینگ یوشی..حالا چیکارکنم ییبو نیست باید یه مبارزه سطحی رابندازم بجایه خودم صاحب قمارخونه رو به خطر بندازم

صاحب قمارخونه در اصل جزوه گروه سایه نیست برای همین تو مبارزه میترسید و دینگ یوشی سعی میکرد جلوه نده

وقتی لیژان اماده شده بود و دینگ یوشی هنوز اماده نشوده بود در اصل رفته بود تو قمارخونه تا همچیزو از قبل ترتیب بده

و لی هن در اصل صبح اون روز رسیده بود به ساحل نیانگما

دینگ یوشی...لی هن تو با لباس های سیا میاایو به من حمله میکنی و منو گروگان میگیری تا کسی بهم شک نکنه و بعد منو ازاد کن و لیژان گروگان بگیر فرار کن تا به توعم کسی شک نکنه

لی هن..باشه

...حال وقتی نامه رو دست لی هن دادن

دینگ یوشی خودش از عمد به لیژان گفت اگه میخایی چیزی برای ژان بفرستی بده دست لی هن تا بهش بده چون شک کرده بود که چرا پادشاه مالی شان فقط برای ژان نامه فرستاده

وانگ این مدت به دینگ یوشی شک کرده بود برای همین به لیژان می‌گفت ازش فاصله بگیره
....حال زمانی. که افراد گروه سایه خودبه خوداتیش گرفتن

دینگ یوشی ازاین فرصت که چن ژه یوان و لئوو باهم حرف میزدن سو استفاده کرد و با سکه افرادو اتیش زد و به یه سرباز رشوه داد که اون یکی دیگه سکه رو بزارن تو اتاق چن ژه یوان

و دینگ یوشی بعد به بهونه شوکای که میاد مونده بود تو نیانگما تا برای اخرین بار ییبو رو ببینه و اخرین نقششونو عملی کنن

پایان فلش بک ......

..و بعدشم که خودتون میدونید
دیدگاه ها (۴)

p.....37ژان درد حمیقی در قفسه سینش حس میکرد انگار همچین انتظ...

p......38ژان ..کیه یه صدایی از پشت در اومد خدمتکار.. بانو من...

p....3۶فلش بک .....به وقت قبلااز اینکه ییبو و دینگ یوشی بیان...

عکس ژان وقتی ییبو و دینگ یوشی دید میزد......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط