{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش سرنوشت

کاش سرنوشت
قصه ی زندگی ام را
از سر می نوشت

آن وقت
برای با تو بودن
هرگز دیر نبود

و شانه هایم
از هق هق دوری ات
نمی لرزید

گل های بالشتم
هر صبح غنچه نمی زد

و پرنده های پشت پنجره
از آوازهای غمگینم
نمی مُردند

و چقدر وقت داشتم
برای دوست داشتن تو ........
دیدگاه ها (۳)

انقدقشنگه وقتایےکهباهاش قهرمیکنیبعدچنددقیقه دلت میخوادباهاش ...

آهسته بـگو:..............خاطرم نیـستتو از بارانییا که از نسل...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼ...

بہ "دلـم” قول داده ام...کـہ هیچ وقت...“اسیر”هر“بیگانہ اے”نشو...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

سناریو تهیونگ

خب خب بریم سناریو از کوکو جان زمان بونتن عکس دومی ات عکس سوم...

dark life = 33

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

dark life = ۳۷

#playmate p¹¹³●○تهیونگ ویو:هر تیکه از وجودم داشت سمتش میرفت ...

میگه مقصدی نیست.....«ما چه باشیم، چه نباشیم، جهان در گذراست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط