پایانی بی آغاز
پایانی بی آغاز
p2
ویو آیلین:
همینطور راه میرفتم تا برم یه کافه یه چیزی بگیرم از اونجا برم خونه ی مامانم که یهو صدایه نوتیف گوشیم اومد، مامانم بود...
متن sms مامان آیلین:
م.آیلین: دخترم سره راه که داری میای یه دسته گل بخر بیار
آیلین: باشه
_پایان sms_
آیلین: عالی شد، حالا باید برم گل فروشی تا واسه ی شوهره این خانم گل بخرم، بی نظیره
وایسا ببینم، این دیگه چه سمیه
عالیه، مامانم کم بود الان شاهده یه صحنه ی آدم ربایی هم هستم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همینطور مثله این عقب افتاده ها داشتم به این یارو ها که لباس سرتاپا مشکی پوشیده بودن زل میزدم که یهو یکیشون برگشت و باهام چشم تو چشم شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیلین: شت، مطمئنم اگر یک ثانیه دیگه بمونم دهنم سرویسه. اوکی، دوتا پا دارم دوتا دیگه هم قرض
میگیرم، الفراررررررر
____________
ویو یکی از همون آدم ربا ها:
(هه فکر کردین میگم آدم ربا ها کیا بودن؟ نخیرر داستان هنوز ادامه داره یاح یاح یاح😈)
سره یکی از ماموریت ها بودیم و همه چیز به بهترین شکل ممکن داشت جلو میرفت که یهو سرمو چرخوندم و با یه قیافه ی متعجب روبه رو شدم
لعنتی
اگه این دختره لو بده کارمون تمومه
اسلحه هم پیشم نیست تا کارشو تموم کنم
همینجور داشتم دنبالش میدویدم
که یهو...
ادامه دارهه✨
منتظر نظراتتون هستممم🤍
#جونگکوک
#تهیونگ
#نامجون
#وی
#جین
#جیمین
#جیهوپ
#شوگا
#یونگی
#بنگتن
#بی_تی_اس
#فیکشن
#فیک
#فیک_نویس
p2
ویو آیلین:
همینطور راه میرفتم تا برم یه کافه یه چیزی بگیرم از اونجا برم خونه ی مامانم که یهو صدایه نوتیف گوشیم اومد، مامانم بود...
متن sms مامان آیلین:
م.آیلین: دخترم سره راه که داری میای یه دسته گل بخر بیار
آیلین: باشه
_پایان sms_
آیلین: عالی شد، حالا باید برم گل فروشی تا واسه ی شوهره این خانم گل بخرم، بی نظیره
وایسا ببینم، این دیگه چه سمیه
عالیه، مامانم کم بود الان شاهده یه صحنه ی آدم ربایی هم هستم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
همینطور مثله این عقب افتاده ها داشتم به این یارو ها که لباس سرتاپا مشکی پوشیده بودن زل میزدم که یهو یکیشون برگشت و باهام چشم تو چشم شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آیلین: شت، مطمئنم اگر یک ثانیه دیگه بمونم دهنم سرویسه. اوکی، دوتا پا دارم دوتا دیگه هم قرض
میگیرم، الفراررررررر
____________
ویو یکی از همون آدم ربا ها:
(هه فکر کردین میگم آدم ربا ها کیا بودن؟ نخیرر داستان هنوز ادامه داره یاح یاح یاح😈)
سره یکی از ماموریت ها بودیم و همه چیز به بهترین شکل ممکن داشت جلو میرفت که یهو سرمو چرخوندم و با یه قیافه ی متعجب روبه رو شدم
لعنتی
اگه این دختره لو بده کارمون تمومه
اسلحه هم پیشم نیست تا کارشو تموم کنم
همینجور داشتم دنبالش میدویدم
که یهو...
ادامه دارهه✨
منتظر نظراتتون هستممم🤍
#جونگکوک
#تهیونگ
#نامجون
#وی
#جین
#جیمین
#جیهوپ
#شوگا
#یونگی
#بنگتن
#بی_تی_اس
#فیکشن
#فیک
#فیک_نویس
- ۳.۶k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط