{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و این شهر

و این شهر
زادروزش را
هیچگاه به خاطر نخواهد آورد...
فقط میداند
که یک روز
یک نفر آمد
ازعشق حرف تازه ای زد ...
پناه برد به شعر
واژه ها را با وسواس کنار هم چید...
تا
رمز آلود به کسی بگوید
" دوستت دارم علیرضام "...
دیدگاه ها (۱۷)

#Sweet

#Cake

#Cat

#Cat

ادامه پارت ۲...+چرا... چرا این کارو کردی؟اون وو زانو زد تا ه...

خبر خوب بچها ۲ نفر دیگه بهمون اذافه بشن رمان متیو رو شروع می...

راز قلدر مدرسهپارت : ۴ چند روز از زمانی که تهیونگ وارد مدرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط