‌‌‌‌‌‌‌‌
درد بے درماڹ بگیرے دڸ
چراعاشق شدے

آب این دریاچۂ ڪَل را
چرا قایـق شدے

اوڪہ لایق نیست هرڪَز
عشق پاڪت را چرا

درپے او رفتے و
من رادلیل دق شدے
دیدگاه ها (۱)

چان برادر ناتنی تو بود و ازت پنج سال بزرگتر بود قدش ۱۸۷ بود ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

دلم اندازه ی یک شهر برایت تنگ استآنقدر تنگ که با ذهن خودم در...

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

**(پارت ۱۱ - شروع طوفانیِ جدید: بازیِ شکنجه و خونسردی)**با ص...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط