{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{فریادی تا عمق آزادی}

{فریادی تا عمق آزادی}

هنگامه سکوت است
درد در کوچه باغهای زندگی عربده میکشد
و عشق به عزا نشسته
جوانی را
آفتاب مفرور است اینجا
از رگهای ورم کرده ی شب
قطره قطره ستاره گم میشود
و چشم لحظه ها
کور است
فریادی باید
تا عمق آزادی!
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p37نینا قدمی به عقب برداشت.«ترجیح می‌دم ه...

پارت ۳

پارت چهارم — اولین برخوردچند روز بعد، یورا کم‌کم داشت به زند...

قسمت ۷

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط