{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

{فریادی تا عمق آزادی}

{فریادی تا عمق آزادی}

هنگامه سکوت است
درد در کوچه باغهای زندگی عربده میکشد
و عشق به عزا نشسته
جوانی را
آفتاب مفرور است اینجا
از رگهای ورم کرده ی شب
قطره قطره ستاره گم میشود
و چشم لحظه ها
کور است
فریادی باید
تا عمق آزادی!
دیدگاه ها (۲)

(چگونه فولاد آبدیده میشود) امروز خواستم کنم دیداری از تو چون...

(خود کوزه و خود کوزه گر و خود گل کوزه ) این کوزه گران پیر م...

بخند بخند که خنده های تو بنیاد ظلم را بی بنیاد می کند این خن...

ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﺧﻮﯾﺸﺎﻥ ﮐﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺟﻤﻌﺸﺎﻥ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ......

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

سلامممم به همگی چطورین؟امیدوارم همطون حالتون خوب باشه خیله خ...

سلاممم به همگی [ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧ پارت سوم:وارد اتاق م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط