{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سحری تودستشویی بودم که اذونوگفتن مامانم اومده پشت در

سحری تودستشویی بودم که اذونوگفتن مامانم اومده پشت در



میگه پسرم اذونوگفتن چیزی نخوری ها..



چی بایدبهش میگفتم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳۷)

نکته رو گرفتی ؟! :-P

خخخخخ

مرد فقیری بود که همسرش از ماست کره می ساخت و او آنرا به یکی ...

از عالمی سوال شد:چه اشکالی دارد که انسان به جنس مخالف نگاه ...

گل شقایق

یه خبرای اومدهمیگن نویسنده توکیو رینجرز مردهیکی میگه نه الکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط