{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرد فقیری بود که همسرش از ماست کره می ساخت و او آنرا به ی

مرد فقیری بود که همسرش از ماست کره می ساخت و او آنرا به یکی از بقالی های شهر می فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویی می ساخت. مرد آنرا به یکی از بقالی های شهر می فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را می خرید. روزی مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامی که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره 900 گرم بود. او از مرد فقیر عصبانی شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمی خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من می فروختی در حالی که وزن آن 900 گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم ؛ بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم . مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید ... یقین داشته باش که: به اندازه خودت برای تو اندازه گرفته می شود...
این یعنی از هر دست بدهی از همان دست میگیری!
دیدگاه ها (۴۸)

سحری تودستشویی بودم که اذونوگفتن مامانم اومده پشت درمیگه پسر...

نکته رو گرفتی ؟! :-P

از عالمی سوال شد:چه اشکالی دارد که انسان به جنس مخالف نگاه ...

حکایت آموزنده معامله با خدا مردی داخل بقالی محله شد ، و از ب...

Part. 2 Second Look : Crime formula کره... کشوری که عصر جدید...

هم اتاقی قدمی - پارت - ۱۲برید بخونید حال کنید 🌝 فقط فوحش هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط