تو چه میدانی..
تو چه میدانی..
توچه میدانی این دل که پشت پیراهنی ازگل سرخ پنهان است چقدر دلتنگ توست
توچه میدانی این چشم هاچقدر عطرنفس هایت رادنبال می کند
آه خدا چقدر مهربان است غروب که می شود،فانوس ماه را روشن میکند
تو نمیدانی که روزگارچقدر کوتاه است وچراغ های خوشبختی مادیری نمی پاید
تو چه میدانی...
آه به چشم های من نگاه کن ردباران بهاررادرآن می بینی؟
نه...
ردبرگی زرددر پاییز...
باکدام خاطره زندگی میکنی؟
هرروز صبح به کدام گلدان آب می دهی؟
از کدام خیابان میگذری؟
حال خودت را از کدام آیینه می پرسی ؟
جامه رستگاریت رادرکدام چشمه می شویی ؟
به چشم های من نگاه کن...
ای کاش...
ای کاش...
به خوابم بیایی...
ای کاش صدایم کنی...
باورکن ...
باورکن...
چشم های تورا دوست دارم...
توچه میدانی این دل که پشت پیراهنی ازگل سرخ پنهان است چقدر دلتنگ توست
توچه میدانی این چشم هاچقدر عطرنفس هایت رادنبال می کند
آه خدا چقدر مهربان است غروب که می شود،فانوس ماه را روشن میکند
تو نمیدانی که روزگارچقدر کوتاه است وچراغ های خوشبختی مادیری نمی پاید
تو چه میدانی...
آه به چشم های من نگاه کن ردباران بهاررادرآن می بینی؟
نه...
ردبرگی زرددر پاییز...
باکدام خاطره زندگی میکنی؟
هرروز صبح به کدام گلدان آب می دهی؟
از کدام خیابان میگذری؟
حال خودت را از کدام آیینه می پرسی ؟
جامه رستگاریت رادرکدام چشمه می شویی ؟
به چشم های من نگاه کن...
ای کاش...
ای کاش...
به خوابم بیایی...
ای کاش صدایم کنی...
باورکن ...
باورکن...
چشم های تورا دوست دارم...
- ۵.۶k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط