{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو چه میدانی..

تو چه میدانی..
توچه میدانی این دل که پشت پیراهنی ازگل سرخ پنهان است چقدر دلتنگ توست
توچه میدانی این چشم هاچقدر عطرنفس هایت رادنبال می کند

آه خدا چقدر مهربان است غروب که می شود،فانوس ماه را روشن میکند

تو نمیدانی که روزگارچقدر کوتاه است وچراغ های خوشبختی مادیری نمی پاید

تو چه میدانی...
آه به چشم های من نگاه کن ردباران بهاررادرآن می بینی؟
نه...
ردبرگی زرددر پاییز...
باکدام خاطره زندگی میکنی؟
هرروز صبح به کدام گلدان آب می دهی؟
از کدام خیابان میگذری؟
حال خودت را از کدام آیینه می پرسی ؟
جامه رستگاریت رادرکدام چشمه می شویی ؟
به چشم های من نگاه کن...
ای کاش...
ای کاش...

به خوابم بیایی...
ای کاش صدایم کنی...
باورکن ...
باورکن...

چشم های تورا دوست دارم...
دیدگاه ها (۴)

دیگر مهم نیست باورکن دیگر هیچ چیز برایم مهم نیست مهم نیست دی...

بعضی ضربه ها نمی برهزخــــــم نمــــی کنـــــهحتّی خراش هم ن...

کلماتی را که برایت می نویسم لمس کن ، تا بخوانی و بفهمی که جا...

آقای ایــران راهــش را پیـدا کردراھڪار ِ شھادت از زبان رھبر ...

سو آه اخم کرد و دست به کمر شد دخترک آوا با چشم های سبز تیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط