{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زبان مادری ام کوردی است...

زبان مادری ام کوردی است...

با همه ی زخم های یک کارگر فصلی

ایستاده بر مرز ویرانی

نانم آجر است

آبم گل

خانه ام سنگفرش خیابان ها

شناسنامه ام این لباس مندرس از زمستان های طولانی است

زبان مادری ام کوردی است

با تحمل باران های نیامده و

مزارع آفت زده و

گله ی کوچک گوسفندان لاغر و رنجور

که زاگرس را نشخوار می کنند

هیچ دشت سبزی

هیچ رودخانه ای

هیچ چشمه ای که دخترکان کوزه به سر

و هیچ جمع شادی

در قاب پنجره های چوبی ِ این دیوارهای سنگی نیست

که صدای خنده ای

که "این رقص کوردی است که زیباست"

دستی به کمر و

دستی به دستمال هزار رنگ ِسوار بر بال نسیم

انگاره ی مجلس ختمی ناگهان

خوابیده در پس پشت چشم ها

نه زن لچک به سری

نه دختری

نه چشمه ای

و نه آوازی در پس کوچه باغ های کودکی ام.

زبان مادری ام کوردی است

با انگ بی بدیل قاچاقچی ال سی دی

قاچاقچی موبایل

پارچه

انسان!

بی آنکه بدانند چشمم را هزار بار بر قاچاق خنده بستم

ابرهای بارورمان را دزدیدند

زاگرسمان را سنگ کردند

و درختانمان را هیزم

ما ماندیم و دره های عمیق اندوه

که برادرانمان را خوردند

و یعقوب های چشم به راه

ایستاده بر مرز ویرانی!

"این رقص کوردی است که زیباست"

شعر از سعید میرزایی
******

با تشکر از: Taher Faramarzi
.............................
kurd man
دیدگاه ها (۲)

نیشتمان نیشتمان ئەو جل‌وبەرگە کۆنەیە کە بە رەنجی باوکان و پ...

کورد كورد يك اصالت انكار ناشدنی و يك باور زيباست، كه در طول...

اگر بخواهم "من میتوانم" به زبان مادری بخوانم به زبان مادری ...

خواهر و برادر کوردم، جواب فرزندانمان را چه خواهیم داد؟ وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط