{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت آخر

پارت آخر
جراح و شکنجه گر 🩸🔪
۱ سال بعد
از زبون ا/ت
تقریبا ۱ سال یا ۱۲ ماه از اینجا بودنم گذشته ... اره من آزاد زندگی کردن رو به در اسارت زندگی کردن ترجیح دادم و الان به عنوان جراح در مهارت بونتن زندگی می کنم الان هم تازه از بخیه زدن آخرین فردی که سانزو شکنجه کرد دارم بر می گردم و خب به شدت اعصابم خورده و علتش هم آهان اینجاست صدایم را بالا می برم و داد می زنم : هوی هارو
- هوی ؟ فقط هوی ؟ این واقعا در مقابل لقب هایی که من باهاشون صدات می کنم چیز قشنگی نیست پرنسس
این یکی وضعش خیلییی خراب بود میدونی که نباید اینجوری کنی ممکنه نتونم نجاتشون بدم همین هم به مدت چند ثانیه ضربان رفت
سانزو نزدیکم می آید ولی چیزی نمی گویم
منتظر معذرت خواهیم ها
سانزو خم می شود تا صورتش در مقابل صورت من قراربگیرد می گوید : ببخشید پرنسس این یکی خیلی رو اعصابم رفت و اینکه وقتی اینجوری عصبانی می شی خیلی سکسی می شی
سرخ می شوم و رویم را می چرخانم که انگشتانش لپ هایم را می گیرد و صورتم را به سمت خودش بر می گرداند و لب هایم را می بوسد محکم و سلطه گرایانه اما نه به طوری که دردم بی آید و وقتی لب هایش را بر می دارد آروم زمزمه می کند :
دوست دختر قشنگم
اوه یادم رفت بگم این پسر کل شق که الان من رو بوسید دوست پسرم است و در حال حاضر در حال برنامه ریزی برای عروسیمان هستیم 💫💖

خب اینم از این این هم تموم شد امیدوارم خوشتون اومده باشه و اگر کم و کاستی داشت ببخشید و بابت تمام بدقولی هایم هم پوزش می طلبم متاسفم 🥲
امیدوارم دوستش داشته باشی https://wisgoon.com/2013-2024 قشنگم 🥰😘
دیدگاه ها (۱)

بلاخره یک روانی دیگه که مثل خودم عاشق ارتفاع و سقوطههههه 🥺🌌🌠...

...

پارت جدید جراح و شکنجه گر 🩸🔪زبان هاروچیو ( سانزو )چجوری امکا...

...🥲

پارت ۴ عشق دیوانه

پارت جدید

وقتی یک اتفاقی برات افتاده بهش نگفتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط