{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت جدید

پارت جدید
جراح و شکنجه گر 🩸🔪
زبان هاروچیو ( سانزو )
چجوری امکان داره اون زنیکه هنوز هم زنده باشه پانیا خیلی وحشی‌ها کسی از زیر دستش زنده بیرون نمیاد امکان نداره . به دخمه ها میرسم و در را محکم باز میکنم و با ا/ت رو به رو می شوم موهایش را به کمک تکه ای از لباسش بالای سرش دم اسبی بسته است و در دهانش کیسه ی پارچه ای قرار دارد و مشغول جدا کردن تکه نخی مناسب از دامنش است چشم های کهکشانی اش سرخ شدند و معلوم است زیاد گریه کرده و هر لحظه ممکن است بیهوش شود سرش را بالا می آورد و به من خیره می شود ترس را آشکارا از چشم هایش می خوانم و همان موقع از هوش می‌رود و پخش زمین می‌شود .

چند ساعت بعد
بیمارستان شخصی بونتن
ویو ا/ت
چشم هایم را باز می کنم و ... سفیدی فقط و فقط سفیدی ینی الان مردم ؟ مردن اینجوریه ؟
سرم را می چرخانم و یکهو یک تپه ی صورتی را می بینم کم کم به فضای دورم آگاه می شوم و می بینم توی یک اتاق سفید هستم که حدس می زنم که توی بیمارستان هستم و کپه ی صورتی به نظر مو هست همون موهایی که قبل از بیهوش شدنم دیدم خودم رو بالا می کشم و کمی می نشینم ناگهان اون فرد مو صورتی با تکان یکهویی ای بلند می شود سرش را بلند می کند و به من نگاه می اندازد ماسک زده ولی متوجه حالت چشم هایش می شوم که کمی نرم می شود می ایستد و دستی روی سرم می کشد ماسک را بر می دارد و می گوید : تو خیلی سگ جونی دختر
چشم هایم متوجه زخم های لوزی شکلی می شوم که دو طرف لب هایش است و نشان از پاره شدن لب هایش است و بعد یادم می آید که این عوضی ها باهام چی کار کردند خودم را عقب می کشم و با عصبانیت نگاهش می کنم صدایم را بالا می برم و می گویم : اینجا چی کار می کنی چرا هنوز زنده خب همون جا می کشتیم دیگه الان می خوای کارم رو تموم کنی ؟
آرام می گوید : نه تو قرار نیست بمیری هر چند ایم به خودت بستگی داره می خوای زندگی کنی و به ما ملحق بشی یا بمیری
پس از سکوت طولانیم آهی میکشد و ادامه می دهد : به عنوان جراح هرچند حتی اگه مردن رو انتخاب کنی ... خب این در واقع یک گزینه نیست دروغ گفتم تو زیادی میدونی پس تا آخر عمرت زندانی میشی

😁
امیدوارم خوشتون بیاد 💗
درخواستی https://wisgoon.com/2013-2024 جونم 🎀
دیدگاه ها (۰)

پارت آخر جراح و شکنجه گر 🩸🔪۱ سال بعد از زبون ا/ت تقریبا ۱ سا...

بلاخره یک روانی دیگه که مثل خودم عاشق ارتفاع و سقوطههههه 🥺🌌🌠...

...🥲

):)

نقص هایت را می پرستم پارت چهارم

نقص هایت را می پرستم پارت پنجم

نام تو را روی شمشیر حک کردم (پارت اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط