{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forced love

پارت ۵

پدربزرگ: بسه دیگه! از اول شام فقط دارین دعوا می‌کنین!
همتون گوشاتونو و باز کنید ، هفته دیگه عروسیتون برگزار میشه چه بخوایید چه نخوایید
جونگ‌می: من نمیام!
پدربزرگ: غلط میکنی نیایی
راوی: جونگ می اشک تو چشماش جمع شد 🫪
پدربزرگ: لباس عروس و دوماد هم میخریم لازم نکرده بخرید یه موقع بهتون فشار میاد ( راوی : پدربزرگ جان لطفاً خونسرد باش دم ، بازدم 🎀😁)
پدربزرگ: شما دوتا واقعاً منو پیر کردین(راوی : بابای من هر وقت دعوا میشه🫪🎀)
راوی : مهمونی تموم شد و رفتن خونه هاشون 🎀

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Forced love

Forced love

به چیزی که دل ندارد دل نبند

فیک عشق دو مافیا پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط