{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از نهایت شب

من از نهایت #شب
حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب
حرف می زنم
اگر به خانه یِ من آمدی
بـرای مـن ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
بـه ازدحامـِ کوچه
خوشبخت بنگرمـ
#فروغ_فرخزاد
دیدگاه ها (۱)

هیچ درختی به خاطر پناه دادن به کبوترها، بی بار و برگ نشده اس...

ازنخل برهنه سایبانی نطلب ازمردم این زمانه یاری نطلب عزت به ق...

🍃 🌺 برای فرداهایتبه خدا اعتماد کناو درهایی را می‌بندد که هیچ...

باور کن عشق از جانِ آدمی می کاهد ...وقتی نفست گرفت از فکر نب...

رها🍂 امشب آخرین دقیقه آدر ماه را ورق می زنیم و شمع های روشن ...

دو ستاره در شبپارت ۱تسوموگی نمیتوانست بخوابد . صدای زوزه ی گ...

‌کاش می شد برای همیشه رفت ؛به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط