روشن ترین آیینه ام ای بهترین ترانــــه ام
روشن ترین آیینه ام ای بهترین ترانــــه ام
ای تکیه گـــاه گریه ام ، گریه ی بی بهانه ام
ابریشم نوازشــی ، باران خوب قصه هــــا
ای از تبار عـــاطفه ، دریای تلخ غصه ها
روشنتر از ستـاره ای در شام تــار بی کسی
گل میدهد در دست تـو ، شاخه ی سبز اطلسی
من از عبور سبز تــو ، با بوی گل ، همــخانه ام
با من بگو ازغصه ات ، بگذار سر بر شانـه ام
ای مـــادرم آیینه ام ، سر تا به پا میخواهمــت
در هرشکفتن ، هرخزان ، چون یک غزل میخوانمت
بانـوی خـوب شعر من ، ای بهترین المــاسها
ای خنده های روشنت ، آواز خوب یـاسها
ای کوه ساکت و صبور ، ای گریه ات بغض زمین
از پشت اشک آیینه ، باغ بهارم را ببیــن
ای مـــادرم ، آیینه ام ، سر تا به پا میخواهمــت
درهرشکفتن ، هرخزان ، چون یک غزل میخوانمت
ای تکیه گـــاه گریه ام ، گریه ی بی بهانه ام
ابریشم نوازشــی ، باران خوب قصه هــــا
ای از تبار عـــاطفه ، دریای تلخ غصه ها
روشنتر از ستـاره ای در شام تــار بی کسی
گل میدهد در دست تـو ، شاخه ی سبز اطلسی
من از عبور سبز تــو ، با بوی گل ، همــخانه ام
با من بگو ازغصه ات ، بگذار سر بر شانـه ام
ای مـــادرم آیینه ام ، سر تا به پا میخواهمــت
در هرشکفتن ، هرخزان ، چون یک غزل میخوانمت
بانـوی خـوب شعر من ، ای بهترین المــاسها
ای خنده های روشنت ، آواز خوب یـاسها
ای کوه ساکت و صبور ، ای گریه ات بغض زمین
از پشت اشک آیینه ، باغ بهارم را ببیــن
ای مـــادرم ، آیینه ام ، سر تا به پا میخواهمــت
درهرشکفتن ، هرخزان ، چون یک غزل میخوانمت
- ۶۷۱
- ۰۷ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط