{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیهوده نقاش بوده ام این همه سال

بیهوده نقاش بوده ام این همه سال

به چشم هایت که می رسم ، قلم موها خیس می شوند

به لب هایت که می رسم دستم می لرزد

رنگ ها می گریزند و قاب های خالی ، تنها نبودن تو را به دیوار زندگی ام می کوبند
دیدگاه ها (۱)

تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ،رو پیشانی م...

وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ،دگر آیین...

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت استزیبایی ها را...

به پندار تو :جهانم زیباست ، جامه ام دیباست ، دیده ام بیناست ...

ای بهترین بهانه ی زندگی امدر دورترین فاصله هاای ناب ترین حس ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط