یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد

یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد
یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد
یه دشت بود که کوه پیشش زانو زده
یه مرد به شکل اسطوره ای هر درد

خط بطلانی بود روی تز سقوط عشق
اون تموم واژه هارو دوباره تعبیر کرد
دیدگاه ها (۱)

ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده...ز تو کی کناره گیرم ک...

#موسیقی#نیم_توپ #یادگاری

ما باختیم! نوبت یک مرد دیگر است..

ﻗﺮﺍﺭِ ﻣَﻦ ﮐُﺠﺎﺳﺖ-؟-ﮐﻪ ﻓﺮﺍﺭِ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽْ ﻭ ﺍﻧْﺘِﺤﺎﺭِ ﻣﻦ ﺗﻮﯾﯽْ ﻭﺳ...

part۱عشق چه واژه آشنایی، تو اکثر قصه ها از عشق به عنوان یه م...

هم اتاقی قدیمی-پارت-۲مدریا به پنجره ی کنار میزش خیره شد .او ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط