banoo1368
۱۳
پسند
نیم ساعت پیش؛ خدا را دیدم قوز کرده
نیم ساعت پیش؛ خدا را دیدم قوز کرده
با پالتوی مشکی بلندش سرفه کنان در حیاط
از کنار دو سرو سیاه گذشت و رو به ایوانی
که من ایستاده بودم آمد، آواز که خواند
تازه فهمیدم پدرم را بااو اشتباهی گرفته ام! -حسین پناهی
دانلود
۲.۸k
۰۶ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (
۱
)
رمان اسیر خان پارت اول ۱
قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)
چند پارتی (درخواستی)
رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵
𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:12بعد از خرید لباس عروس دومین چیز مورد علاقه ی ا....
لونا و ويليام
اخرین دعا 29
فاصله یک لبخند تا جنون
p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگها،...
رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین