{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کوچه های عاشقی قدم می زدیم

در کوچه های عاشقی قدم می زدیم
فاتحانه،
مطمئن،
مغرور
اما خیابان
پوزخند میزد
خیابانها
همیشه چیزهایی می دانند
که ما نمی دانیم
دیدگاه ها (۲)

زندگـــی میگـــــــــــذردامـــــا جان میگـیــرد . .. تا بگـ...

زیاد توجه کنی میرهکم توجه کنی میرهزیاد محبت کنی میرهکم محبت ...

میشه تنهایے بازےکردمیشه تنهایے خندیدمیشه تنهایےسفر کردولےخدا...

خاطرات...!بی قرار در تقلای ماندن و رفتنآویزان..لای لحظه ها ت...

_____پارت⁶ نفرین کوچولو_____میان عتیقه‌ ها قدم می‌زدم که ناگ...

پارت۲بعد از آن شب، زندگی یو ایل دیگر هرگز مثل قبل نبود. آرام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط