{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p

p2

که یهو یه اکیپ اومدن داخل کافه و نشستن روی یکی از میز ها
هانسو اخم کرد
جیمین: هی چی شده؟
هانسو: اون گروه رو میبینی؟
جیمین: آره
هانسو: اونا توی مدرسه ی منن
جیمین: خب؟
هانسو: اونا قلدر مدرسه ان
اون دختره رو میبینی؟
اون دختره هر*زه ست، با کلی پسر خوابیده
ولی الان چسبیده به مین یونگی که قلدر و پولدار ترینمونه
جیمین؛: که اینطور.... هی راستی تو کدوم مدرسه میری؟
هانسو:....(اسمشو یادم رفت💔)
جیمین خوشحال شد
جیمین: منم قراره اونجا بیام مدرسه!
هانسو: واقعا؟! پس باید مواظبت باشم
جیمین خندید
یهو یکی صداشوون زد
جیهوپ: هی ما می خوایم سفارش بدی!
چقدر کندین!
هانسو: باز این رومخ
جیمین: اگه اذیتت میکنن، میخوای من برم؟
هانسو: نه امکان داره....
جیمین: اشکال نداره
هانسو باشه ای گفت و جیمین دفترچه رو برداشت تا بره و سفارش بگیره


رفت جلوی میزشون

جیمین: سلام خوش اومدین
چی میل دارین؟

سورا: موچی و نسکافه
نسکافه اش شیرین باشه مغازه رو روی سرتون خراب میکنم

جیمین: چ.. چشم

جیهوپ: اون پسر قبلیه کو؟

جیمین: ایشون کار داشتن

جیهوپ: خب من قهوه میخوام
و راستی تو آدم با حالی به نظر میای

جیمین: ممنون

نامجون: آیس لته و کیک

جیمین: حتما

جونگ کوک: قهوه

از این یکی ترسیدم
جیمین: ح... حتما

و رسیدم به کسی که تمام مدت داست نگام میکرد

یونگی: تازه اومدی کره؟

جیمین: بله

یونگی نگاهی به لبای جیمین انداخت

یونگی: یه قهوه

جیمین: حتما

سورا خودشو بیشتر به یونگی چسبوند و از قصد کنار لب یونگی رو بوسید که جیمین معذب شد

جیمین: خیلی زود آماده میشن

و رفت تو آشپزخونه که...

شرطا: 5 تا لایک
10 تا کامنت
دیدگاه ها (۱۱)

MONSTER

کافه ای که جیمین توش استخدام شده

MONESTER

#سناریو_طنز وقتی رفیق برادرتن و تو عروسی تو رو میبینن و عاشق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط