{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم

بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم...

از کدامین پنجره باید تمنایت کنم.؛

من نمی گویم زمین را زیر و رو کردم ولی...

سال ها گشتم به دنبالت که پیدایت کنم...

بارها رفتم کنار آینه شاید که تو..

ذره ای جا مانده باشی و تماشایت کنم..!

تا به کی باید برای پنجره، گلدان پیر...

یا برای آینه امروز و فردایت کنم..؟

من برای این دل دیوانهء چشم انتظار...

با کدامین قسمت و تقدیر معنایت کنم...

حق بده، من حق ندارم بی تو باشم، حق بده...

حق ندارم خوب من، یک عمر تنهایت کنم...

باید از دیوارهای رو به رویم رد شوم...

بی تو می پوسد دلم، باید که پیدایت کنم...

باید -که -پیدایت - کنم
دیدگاه ها (۲)

" من توراهرشب به صرف چای مهمان میکنم "گیسوان بی قرارم را پری...

" نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت "" ابر دلتنگی دوباره ...

سلام صبح بخیر دوستانانوار طلایی خورشید نوید مهربانی ولطف پرو...

گوشه ای داری بمیرم؟! غار باشد بهتر استمرد عاشق از خودش بیزار...

شرابی از جنس نفرتپارت ۴۲ویو چویا: خدایا... دازای تو... تو وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط