{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ارامش قبل طوفان

#ارامش قبل طوفان
p3
ا.ت:وقتی دید خجالت کشیدم اومد جلو همینجوری رفتم عقب عقب تا خوردم ب در
ا.ت:چیکار داری میکنی
کوک:سرجات بمون
کوک:صورتشو گرفتم تو دستمو بوسه کوچیکی روی لباش گزاشتم.
ا.ت:وقتی لباشو گزاشت رو لبام احساس،ارامش،کردم
کوک:لبای خوشمزه ای داری
ا.ت:(خنده کوچیکی کرد)
کوک:بغلش کردمو رفتم قلبم توپ توپ توپ میزد از ذوق پامو گزاشتم رو گاز ولی نخواستم بازم بفهمه ک دارم عاشق میشم
صدای زنگ:دلیگ دلیگ دلیگگگگگگگگگگگ
کوک:اوه تهیونگگگگ
تهیونگ:دشمن حمله کرده سری خودتو برسون
کوک:چی الان میام
سری پامو گزاشتم رو گاز
ویو ا.ت:با ذوق رفتم ت خونه رفتم تو اتاقمو با ارامش لباسمو عوض کردم ارایشممو پاک کردم و رفتم دستشویی اومدم دراز کشیدم و بالشم بغل کردمو جیغ زدمممممممممممم
(اااااااااااااااااااااب‌اااااااااا‌و‌اااااااااس‌اااااااااااااا‌م‌ااااااااااااا‌ک‌ااااااااااا‌ر‌اااااااد🫠)
کوک:صدای شلیک میومد تفنگم در اوردمو رفتم داخل خونه دیدم مین یونگی رو کاناپه لم داده
یونکی:اووو جونگ کوک
کوک:یونگی از جات بلندشو و گم شو تا یه گلوله تو مخت خالی نکردم پ(با داد)
،یونگی نیشخندی زد و بلد شد ،
یونگی:امروز با ی دختر زیبا دیدمت جون تو بد جور میخوامش
کوک:دستت بهش بخوره زندت نمیزارم
یونگی:میخوای،ببینیم کی ب دستش،میاره ؟
کوک:خفه شو اشغال (با داد)
(یونگی تفنگشو در آورد و سمت کوک گرف)
کوک : شلیک میکنم برو تا اصابم بیشتر خورد نشده
یونگی:جرعت داری شلیک کن
(شلیک کرد و خورد ب پای یونگی یونگی تا اومد شلیک کنه کوک تفنگو ازش گرفت و یونگی افتاد و افراد کوک اومد و ب افراد یونگی شلیک کردن)
کوک:دمتونو بزارین رو کولتونو لش ببرین(با داد)
یونگی:این کارت بی جواب نمیمونه جونگ کوکک(با داد)
کوک:هه(نیشخند)
تهیونگ:آفرین پسر
جیمین:مرحبا مرحباا
تهیونگ:شنیدم عاشق شدی
جیمین:امروز چیکار کردین
تهیونگ:رفتین بیرون؟
جیمین:پیشنهاد دادی بهش؟
تهیونگ:نکنه بوسش کردی؟
جیمین:چ....(کوک پرید وسط،حرفش و گف)
کوک:هوییییی آروم بسه
تهیونگ و جیمین:چته بابا:|
کوک حرکت کرد سمت پله ها
کوک:در اتاقو باز کردو گفت فقط بوسش کردم (با ذوق)
تهیونگ:چیکار کردییییییی!!!!!با داد
جیمین:قراره عمو بشم ب زودی (باخنده)
تهیونگ ک داره فشار میخوره:دلت کتک میخواددددد؟
جیمین:غلط کردم
ویو کوک:لباسمو عوض کردمو افتادم رو تخت نکنه اون یونگی عوضی بلایی سر ا.ت بیارع
نه بابا میدونه زندش نمیزارم گرفتم خوابیدم
"دو دقیقه بعد"
کوک:خااااپوففف شیرموزززززز ا.ت شیرموزیییییییییییی خااپووفففففففف😜
ادمین خوبیم شرطو گزاشتم کنار:)
حمایتم نمیکنین؟🥺
دیدگاه ها (۰)

#ارامش قبل طوفان p4ویو ا.ت:صب با الارم گوشیم بلند شدم رفتم ی...

سلام بچه ها ببخشین امروز زیاد حالم اوکی نبود فردا جبران میکن...

رستورانی که رفتن♡

لباس کوک برای رفتن ب رستوران

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

پارت. ۳۱

ویو ا. تصبح با دل درد شدیدی از خواب بیدار شدم زیر پام پر از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط