{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا عافیت از چشم فسونسازم ده

یا عافیت از چشم فسونسازم ده
یا آن که زبان شکوه پردازم ده

یا درد و غمی که داده‌ای بازش گیر
یا جان و دلی که برده‌ای بازم ده

#رهی_معیری
دیدگاه ها (۳)

چه کند با غمِ تو ،این دلِ آشفته‌ی من ...؟#سیمین_بهبهانی

از وی همه مستی و غرور است و تکبروز ما همه بیچارگی و عجز و نی...

بیمار غمت را، به جز از صبر دوا نیستصبرست، دوای من و دردا، که...

در تماشای توافتاد کلاه از سر چرخخبر از خویش نداریچه قدر رعنا...

دل هایمان هنوز باور نکرده اند که رفته ای هنوز چشم ها به راه ...

برای اندوهِ بی‌پایانمشعر بگو؛ نه از رفتن، نه از فراموشی...از...

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتمکه شهیدان که‌اند این همه خونین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط