{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد هیچکس تنها نبود

کاش میشد دیدنت رویا نبود

گفته بودی باتو می مانم ولی

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود

سالیان سال تنها مانده ام

شاید این رفتن سزای من نبود

من دعا کردم برای بازگشت

دست های تو ولی بالا نبود

باز هم گفتی که فردا می رسی

کاش روز دیدنت فردا نبود...
دیدگاه ها (۲)

خفته در چشم تو نازیست که من می دانمنگهت دفتر رازیست که من می...

چہ بیقرار میشود شعرےڪہ مضمونش ...

می‌بویم گیسوانت راتا فرشته‌ها حسودی کنندشانه می‌زنم موهایت ر...

خوشبختی چیزی نیست …که بخواهی آن را به تملک خود درآوری ،خوشبخ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part 30من من کرد: من!؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط