{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش یه مغازه بود

کاش یه مغازه بود
آدم میرفت
میگفت
بی زحمت یه کم "خیال خوش" میخوام
ببخشید این "خنده ها از ته دل" چندن؟
آقا!
این "آرامشا" لحظه ای چند؟
این"بی خیالیا" که میپاشن رو زندگی مشتی چند؟
ازین "روزایی که بی بغضن" دارین؟
ازین "سالایِ بی رنج" اندازه دل ما دارین؟!
این "شادیا" دوام دارن؟!
نه...
کاش یه جایی بود میشد رفت و بگی آقا یه "زندگی" میخوام
بی زحمت جنس خوبش ...
دیدگاه ها (۱۶)

در گوشه نمناک دلمعکس یک خاطره ای پیدا شدمن و توموج خروشان شم...

دردم جوان ، زخمم کهن ، سوزم هویدا در سخندلدار من پیمان شکن ،...

ای آسمان پر از ابر سیاه من پر از گریه وبغضم.،توچرا گریانی من...

همه روز روزه رفتن،همه شب نماز کردن  همه ساله حج نمودن،سفر حج...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

یه پیک موتوری یهو موتورش آتیش می گیره و می‌سوزه، مردم هم جمع...

.تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مر...

سناریو مایکی پارت اخر

رمان دخت من

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط