{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گوشه نمناک دلم

در گوشه نمناک دلم
عکس یک خاطره ای پیدا شد

من و تو

موج خروشان شمال
خنده و قهر و غروب

نم نم باران بود
که به یادم آمد

کمتر از ثانیه ها

هر دومان خیس تر از ابر بهاری بودیم
و چه زیبا لحظاتی سپری میکردیم

بعد انروز دگر نه غروبی زیباست
و نه باران کنار ساحل

چون تو رفتی و خوشیها هم رفت
و منم خسته جا مانده ز راه

که هر سو نگرد
جاده ای بی پایان

چشم براه قدم خسته اوست
میرم از اینجا

تا دگر

در گوشه نمناک دلم
خاطرت زنده نگردد ای دوست
دیدگاه ها (۳۱)

دردم جوان ، زخمم کهن ، سوزم هویدا در سخندلدار من پیمان شکن ،...

پرنده ای که پرواز بلدنباشد به قفس میگوید تقدیر

کاش یه مغازه بود آدم میرفتمیگفتبی زحمت یه کم "خیال خوش" میخو...

ای آسمان پر از ابر سیاه من پر از گریه وبغضم.،توچرا گریانی من...

عکس متحرک خیلی قشنگهچه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن ...

چه نوری در درون سینه ، مهمان استچه روشن میشود این دل ، بر ای...

بے معرفت دلم رو کنده از خودشـ😒 وقتے که رفت ندید تنم سرد شدهـ...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

عهدیه صولت برد

شعر طولانی هست ولی خیلی قشنگه شعری از مهدی سلحشور عصر يك جمع...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط