{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اینجایی

تو اینجایی
با همان چشم ها
همان دست ها
و درست با همان اسم،
شاید این چیزی شبیه یک معجزه باشد اما
من هنوز
چشم هایم را
به همان جاده ای دوخته ام
که تو را به دستش سپرده بودم!

به بی ثباتی محکومم نکن
آن کسی که من بدرقه اش کرده بودم
هرگز باز نگشته است!
روزگار امانت دار خوبی نیست...
دیدگاه ها (۱)

گرچه چون موج مرا شوق زخود رستن بود موج موج دل من تشنه ی پیوس...

تو.. ماه را دوست داری من.. ماه‌هاست که تو را ...

مهربانی ات را با گل ها در میان بگذار با سنگ ها با رودی که می...

پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من سرو خرامان منی ای رون...

باد شکن پارت ۲هاروکا وقتی در ماشین نشست. ان مرد ماشینش رو رو...

PART ✦⑦✦(6ماه گذشت شب شده بود و یورا پیراشکی گوشت درست میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط