تو آسانسور بودم

تو آسانسور بودم
یه خانمی سوار شد گفت :چطوری؟؟؟؟
منم گفتم : الحمدالله
طرف دست زد به هندزفریش یعنی دارم با موبایل صحبت میکنم





منم تسبیح رو از جیبم در آوردم و ادامه دادم:الحمدالله الحمدالله .....
فکر کرده من کم میارم، والا
دیدگاه ها (۱۲)

من فقط تشنه ی خندیدن لب های توامجان من جان خودت جان خدا ↩ ق...

هـــٓٓــٓـٓۍ دنیــٓٓـٰٓـٓـٓا.نچــــٓٓـٰٓـٓـٓـرخ ســٰٓـٓـر...

😎 😎

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑــــــــ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...ﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﻪ ﻣﯽ ...

شادروان محمود اسکندری خلبان جنگنده F4

رمان فیک پارت 6 شرط کامنت بالای 20کوک نگاه من کرد امد سمتم گ...

پشیمونی...پارت.۲۰ویو نویسندهتهون خندید و رو به جونگهی گفت:ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط