{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خَندھ ام میگیــــرَد

خَندھ ام میگیــــرَد

وَقتی پـَـــس از مـُـدَت ها بی خَبری

بی آنکھ سرآغی از این دِل آواره بگیری

میگویی : دِلم بَرایت تنگــــ است ..

یا مَرا بــھ بازی گرفتھ ای

یآ مَعنی وآژه هایَت را خوب نِمیدآنی

دِلتَنگی ات ارزانی خودَت !!
دیدگاه ها (۲)

آدم ها آرام آرام پیر نمےشـــوند..آدمـها در یـک لحظـــہ ..با ...

دلواپس غربت من نباشدر این دیارپنجره هاعادت دیرینه‌‌ای دارندب...

چقدر از آرزوهایم دوریکسی که در رویا عاشقش بودم با تو خیلی فر...

دلتنگت که می شومتکه ای از منشعر می شود به روی دفترم.خاطرات م...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

یکسال سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط