{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۰

پارت ۲۰

اون یه ماس ماسک بود که کارآمدی رو هم نمی‌دونستم تیلز تا امد ازش استفاده کنه یه نفر امد و اونو گرفت چپ چپ بهش نگاه کردم
ناکلز. چه غلتی میکنی؟
اون نفر . نمیزارم شما فرار کنید
*شما غلت کردی
اون . ساکت آقای اسکروچ گفته باهاتون صحبت هم نکنم
برو بابا آقای اسکروچ آقای اسکروچ

از زبان سونیک
__
ما وارد اون بعد شدیم و قرار شد اونجا ها روبگردم تا ببینیم شدو پیدا میشه یانه که نبود لونا پورتال های زیادی درست کرد و دیگه خسته شده بود و اونجوری که میگفت فقد ۶.۷ تا جا مونده بود تا بگردیم وارد بعد جدید شدیم روی جزیره بودیم وسط اقیانوس بودیم یه کشتی داشت رد میشد دست تیلز رو گرفتم و ناکلز هم منتظر بود تا علامت بدیم و سیلور لونا رو بلند کرد وخودش هم دور منتظر بود و فقد قرار بود منو لونا و تیلز بریم تقریبا ۱ یا۲ روز شد داریم میگردیم فقط دعا میکردم شدو زود پیدا شه بعد وارد کشتی شدیم و اونجا با چند نفری جنگیدیم و با یه نفر که نسخه سبز من بود اشناشدم و به این پی بردم که وایی خدایا من خیلی جذاب ترم
*هاهاهاها
اسکروچ . س سلام تو چرا انقد شبیه منی

*من شبیه تو نیستم تو شبیه منی فقط نسخه ی سبز و اینکه من جذاب تر از ت و هستم
اسکروچ. نه بابا فکر کردی من جذاب ترم
*هه راست میگی راست میگی به خودت فشار نیار ههه
بعد برگشتم و دیدم یه نفر چاقو زیر گلوی لونا گرفته تا آمدم برم لونا دستشو گاز گرفت بعد با پاش زد توی دهنش و دستاش رو بهم زد و امد پایین پسره دنبالش امد تعجب کردم این چرا آدم بشو نبود
پسره . هی دختره ه هی با تو عم
لونا برگشت
لونا. چیه
پسر . میشه یه لحظه صبر کنی
بعد امد جلوش و با تعجب نگاش کرد
پسره. اسم من ماکان هست راستش ت تورو که دیدم یاد مادرم افتادم میشه اسم مادرتو بگی
لونا . مامانم فلورا بود
یه لحضه پسره سرجاش خشک شد انگار
دیدگاه ها (۵)

پارت۲۱ یه لحضه پسره سرجاش خشک شد انگار جنی چیزی دیده ماکان. ...

پسماااام

این شنو هست که انگار شاه نون هست😅

من که میدونم اینو میخوایین برای تولدم بخرین

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۷ ساعاتی بعد ....*دارن دنبال شدو میگردن ...

*دلتنگ یک رفیق پارت ۲۸شدو * حرفی نمیزنه *سونیک :نمیخوای چیزی...

بنظره من رمان سونادو بهتره اونم شماره ی ۴سونیک و شدو داستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط