{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در آغوش شب ستارهها به چشمانم خنده میزنند

در آغوش شب، ستاره‌ها به چشمانم خنده می‌زنند
صدای باد در گوشم نغمه‌های عجیبی می‌خواند
در دستانم گلی با رنگ‌های نامعقول می‌افتد
و من در حیرت از این همه زیبایی، در خودم گم می‌شوم

آسمان به رنگ‌های ناشناخته پر شده است
کوه‌ها بصورت‌های غیرممکن تغییر شکل می‌دهند
دریا به طرزعجیبی در آغوش خود می‌پیچد
در این جهاغ
رویاها واقعیت می‌شوند و واقعیت‌ها رویا
هر قدمی که می‌گذارم، به دنیایی دیگر می‌رسم
در این سفر بی‌پایان، هر لحظه یک معجزه رخ می‌دهد
دیدگاه ها (۲)

پوشیده چون گل می‌روی ای نوگل بستان من در صورت شب می روی از ق...

جان بر تن عشق می فشاند تن در ره عشق می‌دواند

این بلبل حزین را چه شده در فراق دوست تا صبح ناله می زند او ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط