تنها تر از همیشه
تنها تر از همیشه
در رهگذارِ باد نشسته ام
و همه ی ِ ساعت ها را
در تن پوشی از دلتنگی
پنهان کرده ام
بادها بادست های ِ خالی شان
بوی ِ هرچه دوست داشتن است را بر می دارند از هوا
می برند سرد، خاموش
اما
تو بگو که می آیی
من انتظار را
پشت ِ پلک هایم
پیر میکنم
در رهگذارِ باد نشسته ام
و همه ی ِ ساعت ها را
در تن پوشی از دلتنگی
پنهان کرده ام
بادها بادست های ِ خالی شان
بوی ِ هرچه دوست داشتن است را بر می دارند از هوا
می برند سرد، خاموش
اما
تو بگو که می آیی
من انتظار را
پشت ِ پلک هایم
پیر میکنم
- ۵۴۷
- ۰۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط