سناریو(درخواستی):
سناریو(درخواستی):
وقتی از سرکار میایی اونا میان تا بغلت کنن ولی تو میری بچه اتو بغل میکنی و اونا حسودیشون میشه :
نامجون : ما رو باش منتظر کی بودیم آخر هم رفت بچش و بغل کرد
جین : باشه منم اصلا وجود ندارم
شوگا : (میدونست این کار و میکنی پس بچه رو خوابونده)کی میخواد شوهرش و بغل کنه ها؟
جیهوپ : فکر نمیکردم یه روز یه بچه فسقلی جای من و بگیره
جیمین : (قهر میکنه میره اتاق) برو همون بچت و فقط بغل کن
تهیونگ : بگو که چشمام دارند اشتباه میبینن
جونگ کوک: فکر کنم بچه رو باید چند وقت بذاریم پیش مامانم تا من یکم به آرامش برسم
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
وقتی از سرکار میایی اونا میان تا بغلت کنن ولی تو میری بچه اتو بغل میکنی و اونا حسودیشون میشه :
نامجون : ما رو باش منتظر کی بودیم آخر هم رفت بچش و بغل کرد
جین : باشه منم اصلا وجود ندارم
شوگا : (میدونست این کار و میکنی پس بچه رو خوابونده)کی میخواد شوهرش و بغل کنه ها؟
جیهوپ : فکر نمیکردم یه روز یه بچه فسقلی جای من و بگیره
جیمین : (قهر میکنه میره اتاق) برو همون بچت و فقط بغل کن
تهیونگ : بگو که چشمام دارند اشتباه میبینن
جونگ کوک: فکر کنم بچه رو باید چند وقت بذاریم پیش مامانم تا من یکم به آرامش برسم
نظرتون و حتما بگید نانای ها#سناریو#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ کوک#یونگی#وی
- ۵۲۶
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط