{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 6 بعد یک قرن چون حوصلم نمیشد نمینویشتم

پارت 6 بعد یک قرن چون حوصلم نمیشد نمینویشتم


پارت 6

ویو ته

بعد اینکه کلی کتکم زد رفت و تا یک هفته توی این اتاق لعنتی بدون آب و غذا نگهم تا داشت

یک هفته بعد

ویو راوی

آجوما اومد تهیونگ رو برد بیرون از اتاق و زخماشو تمیز کرد و گفت که جونگکوک گفت باید خدمتکار خونه باشی و بهش لباس داد و آجوما رفت بیرون تهیونگ لباس پوشید و بیرون پیش آجوما و آجوما قوانین رو گفت

ته : حتما باید ارباب صداش کنم

آجوما : بله پسرم

ته : چشم آجوما

یهو زنگ در خورد و تهیونگ درو باز کرد و جونگکوک و یک دختر هرزه دنبالش اومد داخل خونه و رفتن اتاقی که قبلاً خودش و ته میرفتن ته بغض کرد و سرشو پایین انداخت
و بعد یک ساعت کوک و هرزه (هانا) اومدن پایین و نشستن سر میز و هانا اومد و موهای ته رو گرفت و ته هم هولش داد و هانا رفت پیش کوک و گفت که ته بهش سیلی زد

جونگکوک دست تهیونگ رو گرفت و برد اتاق شکنجه و دست و پای ته رو بست و یک ویبراتور برقی برداشت و تا آخر کرد توی سوراخ ته و ته جیغ زد کوک ویبراتور رو تا آخرین درجه گذاشت و از اتاق بیرون رفت

ویو شب

جونگکوک یادش اومد ته رو از اتاق شکنجه بیرون نیاورد حتی ویبراتور هم خاموش نکرد......ادامه دارد

من کرم دارم🤣
دیدگاه ها (۰)

100 نفری که شدیم پارت جدید میزارم

پارت 5ویو صبح صبح کوک و ته ته بیدار شدن کوک رفت شرکت و ته رف...

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط